توی این ده روزی که تو وب نبودیم کلی اتفاقا افتاد. مامان یعنی من یه عالمه مریض بودم. تا روز چهرشنبه اوضاع خوبی نداشتم و همه ش استراحت می کردم. روز دوشنبه 15 اسفند رفتیم پیش دکتر جدید که شوهر دوست مامانیه. آقای دکتر معاینه ت کرد و گفت هیچ مشکلی نداری. جریان غذا خوردنت رو به آقای دکتر گفتیم و برات برنامه غذایی داد تا طبق اون جلو بریم. الان دیگه داری فرنی و حریره بادام میخوری تا هفته بعد که سوپ خوردنت شروع بشه. وزنت 6200 گرم بود. قدت 65 سانتی متر و دور سرت هم 42 سانتی متر ه دکتر گفت همه چیزت خوبه. اینقدر بامزه آقای دکترو نگاه می کردی و حرفاش رو گوش می دادی که من یه عالمه خندیدم. با کمک تو و بابایی یه مقداری از کارهای خونه هم انجام شد. ...