کیاناکیانا، تا این لحظه: 15 سال و 16 روز سن داره

ستاره آسمونی من: کیانا

سه ماهگیت مبارک

امروز دخترم آخرین روز 2 ماهگیش رو می گذرونه و از فردا وارد سه ماهگی می شه. روزهای قبل رو یه کمی زیادی بیدار بود و الان راحت خوابیده!! امروز یه دوست خوب براش پیدا کردم: نی نی آی کیو!!! این اسم یه وبلاگه که در مورد نی نی های نابغه و تقویت هوش کودکان توش مطلب نوشته. به همه توصیه می کنم برای یک بار هم که شده مطالب این وبلاگ رو بخونند. زیاد نمیتونم بنویسم چون خودم زیاد سر حال نیستم (هنوز یه کم سرماخوردگی دارم و البته یه عالمه کمبود خواب!!!)
10 دی 1390

آرامش طولانی

خدایا شکرت. بازم دخترم رو آروم کردی. دیشب بعد از کلی بی قراری بالاخره دخترم آروم گرفت و راحت خوابید. از دیشب ساعت 12 تا الان خوابیده و فقط هر 2 یا 3 ساعت بیدار میشه شیر می خوره و بازم آروم می خوابه. امروز صبح دو بار که بیدار شد انگار من دیر فهمیدم بیدار شده وقتی بغلش کردم یه دفعه بغضش ترکید و گریه کرد اما بعد از یه دقیقه دوباره آروم شد و خوابید. الان هم مثل فرشته های ناز خوابیده. خدایا شکرت. دعا می کنم همه نی نی های بی قرار زود زود آروم بشن. ...
5 دی 1390

رکورد بیداری!!!

دیروز همین موقعها بود دخترم. از خواب بیدار شدی و ... نمی دونم چرا بی قرار بودی عروسک مامان. بدنت داغ بود. دائم عطسه می کردی و از چشم و بینی کوچولوت آب می اومد. مامان مریم و باباجون هم اینجا بودند (عمو سجاد از 5شنبه رفته سربازی و اونها یه کمی تنها شدند). با بابایی رفتیم داروخانه و برات تب سنج و شربت سرماخوردگی و قطره استامینوفن گرفتیم. تب نداشتی. اما بهت شربت و قطره دادم. یه بار که خوردی آروم شدی و بهتر. اما بازم نمی خوابیدی. تا ساعت 12 و نیم شب دو سه بار خواب کوتاه داشتی و بعد تا حدود 3 صبح خوابیدی اما بازم بیدار شدی و نمی دونم چرا ناله می کردی. انگار دلت درد داشت. بمیرم برات که تا الان هنوزم نخوابیدی. فقط هر یکی دو ساعتی یه چرت 10 تا 15 د...
4 دی 1390

یلدا و طولانی ترین خواب کیانا

امشب اولین طولانی ترین شب عمر بابرکت و نازنین توست. اولین یلدای کیانا. برات دعا می کنم و از خدا می خوام همه شب های زنگیت پر از آرامش باشه . (مثل دیشب!) به دلیل داشتن دو مادر بزرگ و پدربزرگ هر سال باید دو شب یلدا برگزار کنیم  که به ناچار یکیش قبل یا بعد از شب یلدای اصلی می شه. امسال هم مجبور شدیم دیشب یه شب یلدا بگیریم (خونه مامانی و آقاجون) امشب هم شب یلدای اصلی می ریم خونه مامان مریم و باباجون. وای که چه خوشی بگذره. دیروز از ظهر که برای اولین بار با هم رفتیم حمام  (البته با حضور و کمک مامانی) برعکس همیشه خیلی گریه کردی!! تا شب بی قرار بودی و ناراحت. نمی دونم به خاطر شلوغی بود (از دست پسرخاله هات که خونه رو روی سرشون می ذار...
30 آذر 1390

آهنگهای مورد علاقه کیانا

چند روزه مریض شدم. سرماخوردگی. زیاد حال ندارم بیام و بنویسم. فقط اومدم بگم "همه چی آرومه"!!! این آهنگ مور علاقه کیاناست. هر موقع می خواد بخوابه این اهنگ رو براش میذارم. چند تا آهنگ دیگه رو هم خیلی دوست داره. یکیش آهنگ "از لطف بودن توئه" و یکی هم آهنگ "خانومم". از آهنگ های دیگه هم یکیش آهنگ عروسک "خوشگل من" و یک اهنگ چوپانه که عروسک "چرا" می خوند. لالایی "گنجشگ لا لا ..." رو هم که خودم براش می خونم خیلی دوست داره و کامل گوش میده و می خوابه. فعلا هم خوابیده و قراره من کارای خونه رو انجام بدم!!! خدابا سلامتی و آرامش زندگی ما رو هر روز زیادتر کن.
27 آذر 1390

چند تا عکس

بخورم اون زبون شیرینتو ************* بررسی وقایع اطراف!!! *************** قربون نگاه گرم و دلنشینت که دلمو آروم میکنه ...
21 آذر 1390

زندگی زیبا

هر روز صبح که روزم رو با تو شروع می کنم احساس می کنم دنیا قشنگ تر شده. همه بی خوابی ها، دردها و نگرانی ها با مرهم لبخند زیبای صبحگاهی تو آروم می شه و یک روز زیبا از نو آغاز میشه. از اینکه به زندگی ما طراوت و تازگی جدیدی دادی ازت سپاسگزاریم. امروز دوباره رفتیم درمانگاه. دخترم 5100 گرم شده. خدا رو شکر همه چیز روبراهه. فقط صبح خواب بودی که بردمت. توی راه هی بیدار شدی و خوابیدی. الان یه کم بدخواب شدی. فردا مامانی می خواد بره کلاس. قراره 2 ساعت پیش خاله اعظم و مامانی بمونی. خدا کنه بی قرار نشی و راحت بخوابی. خدایا آرامش دخترم رو زیادتر کن. ...
21 آذر 1390